<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>شب نوشته</title>
<link>http://shabneves.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 07 Nov 2009 18:28:52 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>همچنان</title>
<link>http://shabneves.blogfa.com/post-603.aspx</link>
<description>انگار واقعا داره تعطیل می شه...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;...داره می میره دلم واسه مخمله نگات...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برف وباد زیر صفر...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;...از یه دنیای دیگه قصه ها گفتی برام...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مدرسه و هر روز لبخندآیینه...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;...ذره ذره اون نگات داره آبم می کنه...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همه رنگی رو شناختم من با اون رنگ چشات&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گفتم تعطیل نشه یه موقه خوشحال شی!!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دستای عاشق تو منو از نو تازه ساخت &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;------------&lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=9zmfCu88euE&quot; target=_blank&gt;برای روزایی که خاطره شد و داره خاطره می شه همچنان&lt;/A&gt; -------------------&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 07 Nov 2009 18:28:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shabneves&amp;postid=603</comments>
<dc:creator>shabneves</dc:creator>
<guid>http://shabneves.blogfa.com/post-603.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ما کجا شما کجا</title>
<link>http://shabneves.blogfa.com/post-602.aspx</link>
<description>مدت زیادی از طرح چهارچوب کلی  پروژه ژنوم نمی گذره.پروژه ای که قرار بوده تا ۲۰۱۰در مورد ژنوم انسان به نتیجه برسه. و توی این فاصله پیشرفت علوم زیستی. ژنتیک . بایو شیمی وخیلی چیز های دیگه.از هفت سال پیش که لیسانس تموم شد تا امروز از همون چندتا خط تعریف اسید نوکلءیک و کد و ژن و دی ان ای ... تا امروز که باز بی هوا پریدم وسط اینهمه سوال جدید . حتی همون چند خط تعریف ساده هم مفهومشون تغییر کرده ! دوست دارم بدونم کتاب های علوم  از موقعی که ما مدرسه می رفتیم تا امروز هر چند سال یک بار عوض می شن .بخونید مثلا:
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&quot;دیوید تانگ، فیزیک‌دان دانشگاه کمبریج، مسحور ریاضیات زیبای نظریه ریسمان است؛ نظریه‌ای که بر اساس آن، بنیادی‌ترین حالت ماده نه بصورت ذرات که بصورت ریسمان‌های ریز و مرتعش خودنمایی می‌کند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با این حال او اعتراف می‌کند یک‌بار این نظریه او را دچار بحران فلسفی کرده است؛ زمانی‌که فهمید تمام عمرش را زنده بوده، بدون آن‌که بداند آیا واقعاً این نظریه تمامی واقعیت‌ها را توصیف می‌کند یا خیر. حتی بعید است آزمایشاتی چون «ابرتصادم‌گر هادرونی» و یا ماهواره پلانک که صرفاً با هدف آشکار ساختن رازهای خاصی از جهان ما طراحی شده‌اند؛ قضاوتی قطعی در خصوص صحت نظریه ریسمان داشته باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تانگ، آرامش خود را در زمانی می‌بیند که این نظریه را بتوان با هدف توضیح مسائل غیربنیادی‌تری همچون رفتار کوارک‌ها و فلزات نامتعارف به کار گرفت. او می‌گوید: «نظریه مفیدی است؛ از این رو بر روی آن متمرکز شده‌ام.» &quot; * &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نظریه ریسمان؟؟؟ کوارک؟ فلزات نا متعارف؟ بعضی وقتها فکر می کنم  بد جور&quot; درین دایره سرگردانیم&quot;. یا شایدم  مثل خود آقای سپهری &quot; کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ&quot; بیاید و در همون افسون گل سرخ شناور باشیم..&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;*پ.ن:منبعhttp://www.newscientist.com/article/dn18041-seven-questions-that-keep-physicists-up-at-night.html?full=true- ترجمه از احسان سناییhttp://www.zamaaneh.com/science/2009/10/post_41.html&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 26 Oct 2009 14:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shabneves&amp;postid=602</comments>
<dc:creator>shabneves</dc:creator>
<guid>http://shabneves.blogfa.com/post-602.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پایان</title>
<link>http://shabneves.blogfa.com/post-601.aspx</link>
<description>سالهاست با خودم کلنجار میرم که خبر نخونم. سالهاست وارد یاهو پیج که می شم سعی می کنم فقط که بفهمم چی نوشته. خلاصه اینکه : حالا که بعد از همه این سالها یاد گرفتم خبر خوان بشم خبری نیست جز مرگ زمین و مرگ و مرگ و مرگ. ... تموم شدن یخ های زمین. برف اومدن اول پاییزروی درختای قرمز . ممنوع شدن مصرف کولا تا ۲۰۱۰ ... جایزه صلح نوبل... سبز .... ورود وخروج بی اجازه از کشور.... مرگ زمین... مرگ آدم....بازم می شه گفت ؟ &quot; چه خبر؟&quot;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 15 Oct 2009 10:53:04 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shabneves&amp;postid=601</comments>
<dc:creator>shabneves</dc:creator>
<guid>http://shabneves.blogfa.com/post-601.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برف</title>
<link>http://shabneves.blogfa.com/post-600.aspx</link>
<description>نه اینکه روزهایم پر از واژه باشد . نه... همین یک واژه مارا بس: خوشبختی! حرفی جز این برای گفتن نیست . که چرخش خوشبختی ٬به سرعت نفس  نفس زدنهای من قد نمی دهد... همین برای خوشبختی کافیست. شاید فقط دستان تو. </description>
<pubDate>Wed, 14 Oct 2009 13:57:45 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shabneves&amp;postid=600</comments>
<dc:creator>shabneves</dc:creator>
<guid>http://shabneves.blogfa.com/post-600.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ما درین دایره سرگردانیم</title>
<link>http://shabneves.blogfa.com/post-599.aspx</link>
<description>وای که زندگی خیلی با مزست. خودت داری  هی می گی &quot;دارم دروغ می گم&quot; اما باز توی گوشش داد می زنی &quot; زندگی بهتر ازین نمی شه&quot; هاه هاه.. شجاع باش  خیلی طول نمی کشه. همه چیز یه روز تموم می شه... اصلا می دونی چیه؟ خودت می دونی همچنان &quot; زندگی شاید همین باشد&quot; حالا حالا ها می شه اینو توی گوشش داد زد...
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همه چیز تا چشم بهم بزنی تموم می شه... همیشه غافلگیرت می کنه. زندگی رو می گم...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فقط یک کمی دلت تنگ شده. با چشمای بسته دارم بهت دروغ می گم...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 06 Oct 2009 21:48:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shabneves&amp;postid=599</comments>
<dc:creator>shabneves</dc:creator>
<guid>http://shabneves.blogfa.com/post-599.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ری ترن</title>
<link>http://shabneves.blogfa.com/post-598.aspx</link>
<description>توی همهء اون لحظه ها دنبالش گشته بودم. خود خود نوشتن و خلاقیت و همین یه نفسی که فرو می ره و اون یکی بعدیش که خودش بیرون میادو می گم. دنبال این بودم که بفهمم آخر توی این دنیای پیچ در پیچ هزار نقش اونسرش نا پیدا من کجا ایستادم. کی میاد منو بخونه. کی می خواد منو بدونه . کجا می شه همون &quot; دوستت دارم برای همیشه&quot; رو پیدا کرد. کجا می تونه خونه من باشه. کجا می شه رفت بی خدافظی و کجا می شه موند بی بهونه. که دیگه به همون یکی برای همیشه نخواد بگی خیالت راحته. یا خیالش راحت باشه کسی دیگه جایی نمیره. اما هنوز که هنوزه زندگی همون چرخ گردونه. هنوز می چزخه و می چرخونه. می دونی چیه اصلا از همه ء اون کتاب سیصد صفحه ای سبز توی کتابخونه همین یک جملش کافی بود که دنیا خانه من است  و بهم تبریک بگن که پرسنال نامبر جهانی دارم دیگه و من بشم همون حلزونه که یه روز زیر یه بارون تموم نشدنی از خونش اومد بیرون و دنیا شد خونش و بعد یه دفع یکی محکم پاشو گذاشت روی صدفه و همه چی تموم شد. حالا ما موندیمو یه دنیا که خونمونه و خونه ای که له شد و رفت و ما و هنوز بچرخ تا بچرخیم... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آخ که آسمون چقدرستاره داره....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شاید ما همه مرده باشیم....&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Sep 2009 02:44:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shabneves&amp;postid=598</comments>
<dc:creator>shabneves</dc:creator>
<guid>http://shabneves.blogfa.com/post-598.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پاییز</title>
<link>http://shabneves.blogfa.com/post-597.aspx</link>
<description>اینکه چند روز دیگه اینجا هستی. چند بار دیگه درخت قرمز و آسمون آبی شفافو می بینی فرقی نداره. مهم اینه که چشماتو باز کنی. بری نگاه کنی ببینی درختا چه جوری قرمز و نارنجی شدن.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; فقط به خاطر تو&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پاییز برگ ریز هزار رنگ....&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 28 Sep 2009 22:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shabneves&amp;postid=597</comments>
<dc:creator>shabneves</dc:creator>
<guid>http://shabneves.blogfa.com/post-597.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
